خرید بک لینک
مثلا - در 25 سالگی دراز کشیدی روی تخت، به سقف نگاه می کنی، یاد تلاشها و روز ها و آدم های 7 سال پیشت میفتی، کنکور برایت بچگانه ترین چیز دنیاست. به روزهای پیش دانشگاهی می خندی. چقدر عوض شده ایم. افتادیم توی سراشیبی. انگار که زندگی یک مثلث باشد و "18" رأسش. قبلش با من و من و دردسر می آیی تا برسی به 18، و وقتی رسیدی، صااف هلت می دهند پایین تا جایی که به خودت می آیی و می بینی یک پیرزن با پوست چروک شده ای.در 25 سالگی، زل میزنی به سقف، و میپرسی که به چیزی که میخواستی رسیدی؟ حسرت؟ خوشحالی؟ نمیدانم. آدم های کنارت خوب اند؟ اصلا هستند؟ نیستند؟ شده ای یک روان شناس؟ وکیل؟ لیسانس؟ فوق لیسانس؟ دانشجو ؟ متاهل؟ مجرد؟ شاغل؟ بیکار؟ مثبت؟ منفی؟ - کسی چه میداند. *زندگی همینه فندق کوچولوی من.

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

دقیقه هاست به صفحه ی سفیدی که الان شما دارید همین چند کلمه را رویش می خوانید، خیره شده ام.

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

نباید کم بنویسم. ولی سانسورچی درونم اجازه نمی دهد.

برچسب: عنوانبی, نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

چقدر سخت می شود باور کرد که یک نفر از میان ما رفته.
دلم برای عاطفه تنگ شده است. خیلی عادی.
لگاریتم دوست داشتنی من.

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

یه چیزی میخوام بنویسم که نمیدونم چیه. و از صب دارم توی این صفحه و کلیدای کیبورد دست و پا میزنم.

برچسب: نمیدونم, نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

تو کجایی؟

در گستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

شرایطم، اتفاقاتی که افتاد، جاهایی که رفتم، همه باعث شدن رسما یه هفته رو برای این آزمون از دست بدم. ستیزفاید نیستم ولی تو نسبت به من مهربون ترینی.

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

1. عینک جدید گرفتم 2. با زهرا و پنج تا دیگه از بچه ها رفتیم ریواس 3. با زهرا راجبه آزمون همبستگی طورانه حرف زدیم 4. مهمون داشتیم و من همون طور که تا یه حدی ایده الم بود خونسرد بودم. 5. تولد داداش بود بعد یه هفته با تاخیر 6. با صبا حرف زدیم 7. معلم ادبیات راهنماییمو دیدم و حتی اسممو یادش بود و گفت بلوط جان و بغل و فلان. 8. رتبم از چیزی که فک می کردم بهتر شد 9. یه خانومه تو مغازه گفت ما سلیقمون بهم شبیهه، کودومشو ور دارم :) 10. یه فکر ممنوعه اومد تو سرم و پسش زدم. 11. یکی از 250 تا فیلم برتر ای ام دی بی رو دیدم که هیچ مالی نبود البته 12. بالاخره تموم شد. و یه شروع جدید. شکرخدا.

برچسب: نویسنده: نرگس باقری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:05

صفحه بندی